خانه مقالات برندینگ یک مانیفیست ایرانی لازم است

یک مانیفیست ایرانی لازم است

26 ثانیه خوانده شده
۰

تفاوتی نمی کند. اگر وسط یک جنگ تمام و کمال باشیم یا در حال کودتای نظامی یا یک انقلاب فرهنگی اساسی، در هر زمان و مکانی شرکت ها بدنبال فروش محصولات خود هستند. شرکت ها تلاش می کنند و در عین حال بدنبال راه های جدیدی برای سال های آینده هستند. به گمانم امروز کسب و کارهای ایرانی هم آموخته اند که تغییر روز به روز سریع تر و غافلگیرکننده تر اتفاق می افتد و آنها نیز نیازمند ایجاد تحول هستند. در این میان آینده پژوهی و پیش بینی اتفاقاتی که در راه است می تواند آمادگی شرکت ها را برای دستیابی به استراتژی مناسب، بیشتر کند.

برندها فراگیر شده اند و این وسعت نام های تجاری به مرور بیشتر هم خواهد شد. نگاه اول نشان می دهد که حالا برندها تبدیل به هویت افراد می شوند و کم کم تولیدکنندگان هر چند کوچک هم بدنبال انتخاب نام مناسب و شروع فرآیند برندسازی هستند. حالا همه به اسم ها توجه می کنند و به جای نام محصول از نام تجاری آن استفاده می کنند. اما پشت این داستان اتفاقات پیچیده تری می افتد. امپراطوری های کسب و کار دنیا بدنبال ایجاد چنین فرهنگی هستند و مطمئناً امروز سناریوهای بعدتر را هم نوشته اند. مصرف گرایی، دور شدن از سادگی (جدا از اینکه مستقلاً اتفاق خوب یا بدی است) و ایجاد رفتارهایی متحد بین مردم در جهت حضور فعال آنها در بازار، به ایجاد و رشد برندها کمک خواهد کرد. حالا افراد هم از این قاعده مستثنی نیستند و آنها که عامه پسندتر باشند، طرفداران بیشتری دارند. سیاست تعیین کننده خواهد بود و مصرف کنندگان به مسیری هدایت می شوند که باید بشوند!! در واقع شرکت ها می دانند چگونه از سیاستمداران و موقعیت های سیاسی استفاده کنند و به شکل گونه ای از استبداد، برندها را در سبد شما قرار دهند. فاصله ای که کشور ما با این تحولات دارد چندان زیاد نیست اما تفاوت هایی هم وجود دارد. رهبری برندها در بازار زمانی پررنگ می شود که تکنولوژی، رقابت را در دیگر پارامترهای بازاریابی (مانند کیفیت و قیمت) کم کرده باشد. این در حالی است که شاید زیبایی نام "برند" یا مبلغّان بعضاً غیرحرفه ای آن طوری وانمود کرده اند که هر محصول هرچند بی-کیفیت را می توان با حربۀ فعالیت های برندینگ فروخت. ماجرایی که هنوز در بازار ایران به چشم می آید و در آینده ای نزدیک خودبخود محو خواهد شد.

                                                  

در آیندۀ نزدیک برندها راستگوتر خواهند بود و با اینکار چهرۀ مناسب تری را به نمایش می گذارند تا در واقع به شکل دیگری مشتریان را مقهور خود سازند. به نظر می رسد دورۀ دروغ گویی به سر آمده باشد و در حقیقت کمتر کسی باشد که براحتی دروغ ها را باور کند!! شاید به همین دلیل است که تبلیغات به سمت استراتژی-های شناختی/ عملکردی می رود و صاحبان کسب و کار با مردم روراست تر می شوند. حس بی اعتمادی و سوء-ظن به برندها، محصولات و تبلیغات در تمام دنیا ریشۀ دیرینه ای دارد و موج جدید در حال برطرف کردن آن است. دروغ گویی از مد افتاده و راستگویی مد روز خواهد بود. در آینده برندهایی موفق هستند که حقیقت بیشتر و حیلۀ کمتری داشته باشند. همین حالا که در دوران تبلیغات انتخابات هستیم این صداقت یا عدم آن کاملاً قابل تشخیص است و براحتی می توان آنرا درک کرد و حتی گاهی به آن خندید!! البته ناگفته نماند حداقل در این یک مورد همیشه فعالین اقتصادی از سیاستمداران پیش بوده اند.

در آینده ای نزدیک آیکون های گرافیکی جای خود را به نشانه ها و سمبل ها خواهند داد و اشکال معانی جدیدتری به خود می گیرند. در این خصوص البته نگارنده صاحب نظر نیست اما آن چیزی که می توان به عنوان یک بینندۀ عام دید، تغییر اشکال است. شاید در این شیوه نوعی از فراخوان یا تحریک مخاطب وجود دارد و میل به ارتباط را در وی افزایش می دهد. به هر حال این تغییرات مسیر برندبوک را تعیین می کند. نکتۀ بعدی را اما می توان در اصطلاحاتی چون فضای مجازی، رسانه های مجازی، شبکه های اجتماعی مجازی، واقعیت مجازی و هر چیز دیگر مجازی جستجو کرد. در این خصوص صحبت های زیادی به گوش می رسد و هر روز از بازاریابی محتوا، دیجیتال مارکتینگ، گیمیفیکیشن و نظایر اینها نام می برند که هر کدام متخصصان خود را دارد. مسلماً چنین ابزار تکنولوژیکی نه تنها برای آینده بلکه هم اکنون نیز در استراتژی ها جای دارد. با سرعتی که تکنولوژی پیدا کرده است و از طرفی رقابت برندها برای بدست آوردن موقعیت پیشرو، هم قدم شدن با تکنولوژی اهمیتی دوچندان یافته است. شکل متفاوتی از این تکنولوژی خلق ربات های هوشمندی است که وظیفۀ ارتباط با مشتریان را بر عهده خواهد داشت. این هوش مصنوعی کمک می کند تا فرآیند تحقیقات بازار و دسترسی به مشتریان بیش از پیش دقیق باشد و انقلاب جدیدی از برندینگ را به ارمغان آورد.

با تمام این تفاسیر باید ببینیم ما (به عنوان یک ایرانی) چه تاثیری در این آینده خواهیم داشت؟

با وجود اینهمه فارغ التحصیل در MBA, DBA, PHD, MA و غیره حقیقتاً تا چه حد صاحب دانش هستیم و می توانیم حداقل در سرنوشت کسب و کار خود تاثیرگذار باشیم. متاسفانه عدم دسترسی ما به آینده (یا بهتر بگویم ساخت آینده) دلایل گوناگونی دارد اما آنچه مشهود است ادامۀ همین مسیر نادرست و خودخواهانه با استفاده از همین ابزار است. سیاستمداران برای شناسایی راه مانیفیست منتشر می کنند. رساله ای که تدوین آن امروز بیش از گذشته در کسب و کار ایرانی لازم به نظر می رسد.

 

.

بخــوانیـــــد، بیـــاموزیـــــد، قدرتـــــمند شوید

برندابات مرجع تحلیلی، آموزشی برندینگ، بازاریابی، تبلیغات

گروه توسعه کسب و کار آرمانی ارائه دهنده راهکار برندسازی، مارکتینگ و تبلیغات

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت BrandAbout میباشد . کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

 

 

  • برندسازی و تولید

    برندسازی و تولید

    برداشت اول : برندسازی و تولید بیایید اینگونه آغاز کنیم ، تفکر یک جامعه آیا تاثیری بر روی ک…
  • مشتری محوری یا کارآفرینی محوری

    مشتری، محور کارآفرینی

    گفت و گوی اختصاصی پژمان پاکدامن با دکتر محمود محمدیان در خصوص الزامات بازاریابی در کارآفری…
  • مدیران ناخدای برند

    برند در آنچه عرف بازار و صنعت است برای شرکت های بزرگ مطرح و غالب شده است در حالیکه شرکت ها…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code