خانه مقالات بازاریابی مدیران همه کاره، هیچ کاره اند!!

مدیران همه کاره، هیچ کاره اند!!

2 ثانیه خوانده شده
۰

بعد از اجرای تحریم­های بین­ المللی علیه کشورمان و اتفاقاتی که به سبب آن در ایران رخ داد، به نظر می­رسد صاحبان کسب و کار تغییرات عمده­ای در رفتار و سبک اجرای برنامه­های خود، خواسته یا ناخواسته، ایجاد کرده­اند. متاسفانه بسیاری از مشکلات تاریخی و نگرش­های نادرست که همیشه گریبانگیر ایرانیان در طول سال­ها بوده است، اینبار در کسب و کارهای مختلف سر باز کرده و اصطلاحاً بیزنسی­های سرگشته، بدنبال بیراه ه­ای دست نیافتنی گام برمی­دارند. شاید اندکی هم الگوبرداری نادرست از نمونه­ های جهانی و تغییر نسل و فرهنگ تا حدودی شرایط را عوض کرده باشد اما به هر صورت به نظر نمی­رسد این رفتار نامشخص از عمده فعالین اقتصادی نتیجۀ معقول و موفقیت­ آمیزی در پی نداشته باشد. در این یادداشت سعی بر آن دارم تا بتوانیم عمق اندکی از این رفتارهای نادرست را واکاوی کنیم و آسیب­های آنرا بازشناسی نماییم.

تا چند سال پیش اگر به عنوان بازدیدکننده یا شرکت­کننده در نمایشگاه نفت و گاز شرکت می­کردید حتماً بدنبال نتیجه­ای مشخص بودید. یا از یک شرکت پتروشیمی می­آمدید، یا قطعه­ ساز نفت بودید یا دانشجوی مهندسی که تمایل به کسب دانش­های مرتبط در این زمینه دارید. در تمام عرصه­های تجاری دیگر نیز چنین بود و افراد بدرستی، در توان و تخیل خود ورود به عرصه­های ناهمگون را نه می­دیدند و نه می­پسندیدند. از قدیم پدران ما هم تاکید داشتند که یک حرفه را انتخاب کن و در همان راه حرکت کن. اما به مرور زمان معنای چنین تفکراتی تغییر کرده است.

در سال­های اخیر شاهد هستیم که در واقع همه، همه کار می­کنند و عملاً در هیچ­کدام هم موفق نیستند. نکتۀ اصلی اینجاست که چرا ما به این سمت رفته­ایم؟ شاید این تغییر نگرش­ها چند دلیل موازی داشته باشد. در وهلۀ اول فشارهای اقتصادی بر صنایع مختلف دلیل تغییر جهت صاحبان سرمایه و کسب و کار است. پس از افول اقتصادی معاصر که بر فضای کسب و کار سایه افکند، بسیاری از فعالین گمان کردند که راه را اشتباه آمده­اند. آنها سعی در جبران مافات و ارزش­های از دست رفتۀ خود به هر دری می­زنند تا بتوانند بار دیگر روزهای خوب را تجربه کنند. با همین استراتژی تولیدکنندۀ دیروز تبدیل به دلال، فروشنده، واردکننده، طراح، صادرکننده و حتی مدرس و مشاور می­شود و خلاصۀ مطلب آچار فرانسۀ نه فقط کسب و کاری که در آن مجرب است، بلکه هرگونه فعالیتی که به نظر می­رسد شاید منجر به حصول درآمد مالی بیشتر شود، می­گردد.

نکتۀ بعدی دریافت غلط معنی تغییر آرایش کسب و کار در دوره­ای است که ما در آن زندگی می­کنیم. امروز با خلق استارت اپ ها و ایجاد فضایی پویا در دنیا، سرمایه ­گذاران زندگی پرریسک ­تر و در عین حال جذاب­تری را تجربه می­کنند. سرمایه­ گذاری و برنامه­ ریزی بر کسب و کارهای خلاق، جدید و پر انرژی توانسته است روح متفاوتی را بر دنیای کسب و کار بدمد. اما نکته اینجاست که سرمایه­گذاری و اراده برای این کار خود یک شغل مشخص محسوب می­شود. در ایران سرمایه­ گذار بیشتر شبیه صاحب مغازه عمل می­کند که پادو استخدام کرده است!!! حق دخالت در همه موارد را به خود می­دهد و همین امر سبب می­شود تا تجارت موردنظر از مسیر صحیح خارج گردد. او لحظه لحظه سرمایۀ خود را می­پاید و گمان می­کند تخصص بیشتری از فعال صنعتی یا تجاری دارد.

مراقبت از سرمایه موضوع نادرست و عجیبی نیست اما رسم بر آن است که حتی اگر شما شخصی را برای منسبی استخدام می­کنید، در استخدام خود تمام شرایط و موارد را بسنجید و وسواس خود را بکار بندید و پس از آن فرد را برای انجام وظایف آزاد بگذارید. در بحث سرمایه­ گذاری که این آزادی عمل بسیار فراتر از استخدام است متاسفانه سرمایه­ گذاران در بسیاری از مواقع دخالت مستقیم دارند.

نکتۀ بعدی که باعث می­شود تبلیغاتچی تجارت چای داشته باشد و قطعه ­ساز تبدیل به بروکر نفتی شود، فرهنگ است. چند صباحی است استراتژی کنش­های “یک شبه پولدار شدن” جایگزین نگاه تلاشگرانه و صبور فعالین اقتصادی شده است. تفکراتی که سالهاست رویایی واهی را در شریان بازار به جریان انداخته است و نتیجۀ آن اختلاس­های سرسام ­آور، سیستم­های بازاریابی شبکه­ای ناصحیح، حرکت­ها و ریسک­های نامعقولانه، عدم درک مناسب نیروی کار جوان و … است. همه بدنبال فعالیت­های محیرالعقول­اند که بدون ریسک، بدون تلاش، بدون فکر و بدون آگاهی درآمد فراوان و در حداقل زمان داشته باشند و به اعتقاد من این نگرش بیشتر شبیه یک بیماری روحی است تا تصور غلط!!

تمام این پارامترها که در اینجا به اختصار بدان پرداختیم، دست به دست هم می­دهند تا در بازار ایران هم­ اکنون سرگشتگی ناهمگونی موج بزند و اتفاقاً بخش ناراحت­کنندۀ ماجرا آنجاست که ادامۀ این روند به مدت­دار شدن آن کمک می­کند. ایجاد کسب و کارها با حداقل سرمایه، ریسک، دانش، صبر و چشم­انداز باعث می­شود روندی مذبوحانه را طی کنند و شکست­های ممتد، اعتماد بنفس کسب و کار را از بین می­برد. کار به کاردان سپرده نمی­شود و در اختیارات متخصصان تصرف می­شود. بدلیل عدم وجود چشم­انداز و ماموریت مشخص بسیاری از استخدام­ ها و سرمایه­ ها هدر می­رود و صاحب کسب وکار خود نمی­داند قرار است دقیقاً چه اتفاقی بیفتد و از سرمایه­ ها چگونه استفاده شود. تنها نقطۀ خوشبینانه آنجاست که به نظر می­رسد با طی این دوران گذر، کم­کم فعالین اقتصادی با چنین شرایطی آشنایی بیشتری پیدا کنند و در جهت هدفمند ساختن سرمایه­ های مادی و معنوی خود گام بردارند.

 

 منبع: روزنامه فرصت امروز 

 

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت BrandAbout میباشد . کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

Armani - Banner online 790x63-01

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code