خانه مقالات برندینگ نکاتی کلیدی در رابطه با اهمیت برندینگ

نکاتی کلیدی در رابطه با اهمیت برندینگ

8 ثانیه خوانده شده
۰

یکی از نکاتی که در ابتدا باید بدان اشاره کرد این است که برندینگ می تواند همچون کلیدی اثربخش برای موفقیت در هر کسب و کاری باشد. تفاوتی نمیکند که شرکت شما تولیدکننده ی قهوه است یا پوشاک یا حتی تولید کننده یا وارد کننده ی قطعات صنعتی. مهم این است که در هر زمینه ای که فعالیت می کنید فرآیند برندینگ می تواند یک عامل در جهت موفقیت کسب و کارتان باشد. البته فراموش نکنید که متقاعد کردن تیم در جهت درک ابعاد اثربخشی برندینگ شاید کمی دشوار باشد.

 

در مقاله به ۴ دلیل اهمیت برند برای شرکت ها اشاره می شود :

 

  1. برندینگ می تواند یک مزیت رقابتی ایجاد کند: فرقی نمیکند که سازمان شما یک موسسه ی انتفاعی باشد یا غیر انتفاعی. مهم این است که در هر شرایطی و در هر سازمانی، رقابت با سایرین امری اجتناب ناپذیر است و باید برای منابع، بودجه، استعداد، و جلب توجه مخاطبان خود رقابت کنید . برای پیروزی دربرنامه ریزی ها و اجرای استراتژی مناسب، نقشه ای کارآمد مورد نیاز است که مشخص کننده ی اقدامات و تدابیرخاص برای رسیدن به اهداف با در نظر داشتن قدرت انعطاف پذیری باشد. نقشه ی راه شما همان برند شماست که نشان دهنده ی تمام سیستم شما می باشد. یک برند نشان دهنده ی هویت و دلیل وجودی یک کسب و کار است و به خوبی اهداف و استراتژی های یک سازمان را نشان می دهد. اگر این کار را به درستی انجام بدهید، برند شما به خوبی می تواند استراتژی های سازمان را در خود منعکس کند و نشان دهد و این امر به گسترش  حوزه راهبردی که می تواند سازمان را به جلو هدایت کند ، کمک می کند و در حقیقت خود می تواند نوعی برتری برای سازمان شما ایجاد کند.

 

  1. داشتن یک برند موفق همچون داشتن یک دارایی و سرمایه ی همیشگی است: تولید یک محصول ممکن است با شکست مواجه شود، شرکت ها بین افراد مختلف می توانند خرید و فروش شوند، تکنولوژی تغییر پیدا می کند و … اما آنچه همیشه می تواند ثابت باقی بماند وجود یک برند قوی است. در حقیقت برند ها پایدار ترین دارایی یک سازمان می باشند و زمانی که با استراتژی کلی سازمان هم سو می شوند، می توانند به عنوان عامل مرکزی در سازمان برای تصمیم گیری های سازمان عمل کنند. به عبارت دیگر یک برند خود می تواند نشان دهنده و بیان کننده ی استراتژی ها و فعالیت های مشخصی باشد. برند کوکا کولا را در نظر بگیرید این شرکت بیش از ۱۲۰ سال است که معروف و مشهور است در حالی که بسیاری برند های ارزشمند دیگر که اکنون وجود ندارند تنها ۵۰ سال عمر کردند  وبرخی دیگر حتی کمتر از این. مهم داشتن برندی قوی است نه فقط داشتن یک نام.

 

  1. برند ها ارزش اقتصادی نیز فراهم می کنند: ارزش سازمان ها به دو قسمت تقسیم می شوند:  دارایی های مشهود ۲٫ دارای هایی نامشهود. مطالعات در زمینه ی سازمان های موجود در شاخص S and P  (فهرستی از  سهام های برتر در بازار بورس سهام نیویورک) نشان داده است که در طی ۳۰ سا ل بین ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۳ ارزش کلی شرکت های بزرگ از دارایی های نامشهود از ۱۷٪ تا ۸۰٪ افزایش یافته است. مجله تجارت نیز بیان کرده است که برندها یک سوم ارزش سهام را از آن خود کرده اند. این ارقام این مسئله را به ما یادآوری میکند که ارزش بیشتر کسب و کار ها از دارایی های نامشهود انها حاصل می شود و برند یکی از برجسته ترین و شاخص ترین این دارایی ها می باشد. در نظر داشته باشید که برند کوکا کولا به تنهایی ۶۷ میلیون دلار ازرش دارد و بیش از ۵۴٪ از ارزش بازار سهام سازمان را از آن خود کرده است  .همچنین ارزش برند رد کراس (Red Cross) و اهمیت برند آنها در جذب کمک های مالی و افراد داوطلب را در نظر بگیرید .

 

برند ها به دلیل تاثیرات مالی شان یک دارایی سازمانی منحصر به فرد به حساب می آیند . برند ها نقش حائز اهمیتی در جذب کارمند، شریک و از همه مهمترمخاطبان، برای یک سازمان ایفا می کننند. برند ها نقش مهممی در کاهش  نابه سامانی های بازار، ایجاد آگاهی برای سازمان ها و کمک به آنها برای جذب و توسعه روابط دو جانبه سودمند با مشتریان، تامین کنندگان و عموم مردم ایفا می کنند.

 

  1. برند ها موجب افزایش انتظارات مخاطبان خود می شوند: دنیای که ما در آن زندگی می کنیم بر پایه ی تعهد شکل گرفته است. مکانیک یک شرکت هواپیمایی متعهد می شود که هواپیما را بررسی کند تا مطمئن شود که هواپیما در سلامت کامل و بی خطر است . رستورا نها متعهد می شوند که غذای سالمی که در محیطی پاکیزه تهیه شده است را ارائه دهند .یک معلم متعهد می شود که در زمان مدرسه سواد بچه ها را بالا برده و از آنها محافطت نماید . اغلب  برای انجام این تعهدات پیامد های قانونی وجود دارند که افراد را مجبور به انجام آنها می کند اما در بیشتر مواقع تحقق این وعده ها بر پایه ی اخلاقیات و معنویات خود فرد است. همه ی ما انسان ها یک قرارداد نوشته نشده با افرادی که با آنها زندگی  و کار می کنیم داریم که خود را ملزم به وفاداری و وفای به عهد می کنیم.

قلب یک برند آن تعهدی می باشد که یک سازمان برای مصرف کنندگان خود بیان می کند.  وعده برند بیان کننده این است که شما چه کسی هستید، به چه چیزی اعتقاد دارید و اینکه چه ازرش منحصر به فردی را ارائه می دهید. توانایی تحقق تعهدات در هر مرحله از رابطه، عامل تعریف  موفقیت و عدم موفقیت شرکت ها می باشد. هنگامی که وعده ها شکسته شوند اعتبار شرکت زیر سوال رفته و برند آسیب می بیند. هنگامی که وعده ها تحقق یابند واکنش مصرف کنندگان نیز چیزی جز وفاداری نخواهد بود.

ما به طور روزانه با وعده و پیام  برند ها مواجه می شویم . خرید یک نوشابه از دستگاه های فروش محصولات _ ماشین خود کاری که با انداختن پول در آن جنس مورد نظر از آن خارج میشود _ می تواند یک تمرین در زمینه ی  عمل به وعده برند می باشد. دستگاه تعداد زیادی از نوشیدنی ها را ارائه می دهد اما به احتمال زیاد نوشیدنی که ما انتخاب می کنیم بر اساس تجارب قبلی ما از یک محصول خاص می باشد. در حقیقت تجربه ی ما از خرید های قبلی، میزان رضایت و علاقه ی ما در این انتخاب تاثیرگذار است.

ذکر این نکته نیز ضروری است که مواردی که بر انتخاب ما تاثیر می گذارند شاید ارتباط چندانی با اصل خدمات و محصولات نداشته باشند. بیشتر تجربیات ما از یک محصول یا خدمات ناشی از تداعیاتی هستند که توسط تبلیغات و محیطی که در آن محصول را تجربه کرده ایم و همچنین هویت برند، ایجاد شده است.

 

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به وب سایت BrandAbout میباشد . کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code