خانه مصاحبه ها مشتری، محور کارآفرینی

مشتری، محور کارآفرینی

13 ثانیه خوانده شده
۰
مشتری محوری یا کارآفرینی محوری

گفت و گوی اختصاصی پژمان پاکدامن با دکتر محمود محمدیان در خصوص الزامات بازاریابی در کارآفرینی

 

 

 

 

۱- رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط یا کسب و کارهای بزرگ، کدامیک مسیر کوتاهتری برای رشد اقتصادی است؟
حقیقتا به این پرسش نمی شود پاسخ دقیقی داد در برهه هایی مطالعات نشان می دهد اگر کشورها روی شرکت های کوچک و متوسط کارکنند موفقیت بهتر و سریعتر می تواند باشد اما در برهه هایی هم کاملا برعکس بوده و باور براین بوده شرکت ها روی کسب و کارهای بزرگ سرمایه گذاری کنند می توانند موفق باشند .حقیقت این است که کشورها برای اینکه رشد اقتصادی داشته باشند نیاز دارند پرتفوی از هر دو اینها داشته باشندو با تمرکز بیشتر روی کسب و کارهای کوچک و متوسط تصور این باشد که عمده کشورها بیایند فقط و فقط روس این کسب و کارها سرمایه گذاری کنند می توانند رشد آنها را بالا ببرد در واقع این چنین نیست کسب و کارهای بزرگ یک سری ویژگی هایی دارند که در واقع صرفه جویی هایی ناشی از مقیاس خیلی بیشتری دارند و هزینه هایشان پایینتر است. اشتغال بالاتری ایجاد می کنند آناها هم فایده دارند. به طور اختصار پاسخ به این سوال می تواند باشد که کشورها پرتفویی از هر دو این نوع کسب و کارها با تمرکز بیشتر بر کسب و کارهای کوچک و متوسط را حفظ کنند. آمار در کشورهای توسعه یافته هم همین را می گوید کشورهایی مانند امریکا و آلمان هم تمرکز گسترده کسب و کارهای کوچک و متوسط دارند و آنها را تشویق می کنند چون می توانند اشتغال زایی کنند و در مقیاس کوچک اشتغال ایجاد نمایند. در عین حال همین اقتصادها روی کسب و کارهای کوچک و متوسط تاکید می کنند توجه ویژه به کسب و کارهای بزرگ دارند و در گسترهایی می توانند باعث موفقیت کشور شوند.

۲- کارآفرینی محوری یا مشتری محوری کدامیک می تواند در رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط تاثیرگذار باشد؟
چه دوست داشته و چه خوشمان نیاد حداقل یک بیزنس می تواند موفق شود که تمرکز روی مشتری داشته باشد. شکل گیری کسب و کارهای کوچک و متوسط از مشتری شروع می شود و اگر برخی دولت ها سرمایه گذاری گشترده ای روی کارافرینی نکنند کارآفرینی شکل می گیرد، محصولاتی تولید می کند و یا خدماتی ارائه می شود اما بازار خودش را پیدا نمی کند. در واقع آغاز شروع این کسب و کارها از طرف مشتری نبوده است.
آمیزه بازاریابی حکم می کند هر حرکتی از سوی مشتری شکل بگیرد باید به مشتری اهمیت دهیم به نیازهای مشتری و دیدگاه و خواست او اهمیت بدهیم. کسب و کارها بر گرد بازار شکل می گیرند همانند تمدن که به گرد آب و رود شکل می گیرد کسب و کارهم بر گرد بازار شکل می گیرد. چه کسب و کارهای بزرگ و چه کسب و کارهای کوچک باشند. اگر بخواهیم بین کارآفرینی محوری و مشتری یکی را انتخاب کنیم طبیعتا به طرف مشتری محوری حرکت می کنیم اما اگر از منظر سیاست گذاری مطرح شود یعنی دولت که سیاست گذار است باید اهتمام بیشتری به کارآفرینی داشته باشند و دغدغه های آنها را بررسی کنند کارآفرین از این نظر مشتری دولت است و دولت می بایست به او اهمیت دهد.

۳- تکنولوژی چه تاثیری می تواند بر کارآفرینی محوری یک کسب و کار داشته باشد؟
حوزه و فعالیت بسیاری از کسب و کارهای نوپا بر پایه IT و تکنولوژی شکل می گیرد اگر کسب و کارهای نوپا را امروز تحت عنوان استارت آپ شناسایی کنیم استارت آپ ها یک پایه اصلی اشان IT و تکنولوژی است.و این تکنولوژی شکل دهنده مسیری است که آنها می خواهند ارائه کنند. این کسب و کارها مشتری محور هستند اما بر پایه IT و تکنولوژی می توانند خدمات بهتری به مشتری ارائه دهند بنابراین یک پایه اصلی کسب و کار بحث تکنولوژی است امروز بحث بر سر استفاده از تکنولوژی های اطلاعاتی است و ما نگاه می کنیم که این نوغ بهره برداری از تکنولوژی است که کارآفرین را کمک می کند که به صرفه جویی هایی ناشی از مقیاس برسد و محصول خود را بهتر روانه بازار کند ، سرویس های بهتری به مشتریان بدهد و بسیاری از هزینه های خود را به این طریق کاهش دهد.


۴- منابع مالی و دسترسی به آنها چه تاثیری بر کارآفرینی محوری دارد؟
یک گزاره ایی در بازاریابی است که کسی که منابع مالی در اختیار نداشته باشد نمی تواند موفق شود و چه کسب و کار کوچک باشد و چه بزرگ راه اندازی گردد فرقی نمی کند کارآفرینی نیاز به منابع مالی دارد. حقیقت این است میزان آن متفاوت است اگر به کسب و کارهای نوپا واستارت آپ ها نگاه کنیم درست است که خیلی از جوانان با منابع مالی اندک شروع می کنند و اگر به منابع مالی و شتابدهنده ها دسترسی پیذا نکنند نمی توانند موفق شوند. این مدعا که در بساری از تفکرات نو بوده و توسط افراد با دانش و اندیشمند ارائه شده اما نتوانسته از حوزه کاری موفق شود چون نتوانسته اند منابع مالی لازم را کسب کنند. اگر استارت آپ های کنونی را بررسی کنیم کدامیک توانسته اند بودن منابغ مالی رشد پیدا کنند.
بازاریابی به منابع مالی نیاز دارد و بدون منابع مالی در اختیار نمی تواند موفق شود البته ایده وتکنولوژی ، شناخت نیاز است اما منابع مالی قطعا کمک می کند. یا بهتر بگوییم یک کسب و کار و موسسه نوپا بر اساس کارآفرینی می تواند به حیات با منابع مالی اندک ادامه دهد و راه رسیدن به موفقیت آنها طولانی تر خواهد شد.

۵- شبکه ها چه تاثیراتی بر کارآفرینی محوری یا مشتری محوری دارند؟
یکی از مولفه هایی که به کارآفرین کمک می کند شبکه اجتماعی است . یک کسب و کار با ارتباطاتی که ایجاد می کند در جهت موفقیت قدم بر می دارد. امروزه شرکت های کوچک و بزرگ و واحد های بازاریابی نیستند که با هم رقابت می کنند بلکه شبکه بازاریابی است که با شبکه شرکت در حال رقابت است.بنابراین هر چه دسترسی به یک شبکه گسترده تر و قدرتمند تر باشد پیروزی و موفقیت سریع تر اتفاق می افتد. همواره در نظر داشته باشیم یک کسب و کار برای موفقیت نیاز به یک سری نهادهای حمایتی و افراد حمایتی دارد این ها شبکه را تشکیل می دهند شبکه می تواند مالی ، رسانه ای ، فکری ، دانشگاهی و یا هر شبکه دیگری مانند شبکه فروش باشد اگر نتوانیم این شبکه را ایجاد کنیم قطعا نمی توانیم در رسیده در پوشش دادن نیاز بازار موفق باشیم. بسیاری از کارآفرین ها هستند که منابع خوبی دارند ولی نمی توانند این شبکه را ایجاد کنند به شخصه معتقدم یک کارآفرین نیاز خیلی زیادی به شبکه قوی دارد که در فروش محصولات رقابتی و یا تامین موارد اولیه و سایر سرویس ها او را کمک کند.

۶- نگاه صاحبان کسب و کارهای کوچک و متوسط به رشد اساسا چگونه است؟
در مورد این سوال نمی توانیم قائل باشیم که نگاه چگونه است طبیعتا به تعداد کارآفرین هایی که داریم نگاه متفاوت اسن هر چه به طرف معاصر نزدیک شویم نظرات فست فودی تر است افراد می خواهند زود به نتیجه برسند صبر انسانها در حال کاهش است اگر در کوتاه مدت به موفقیت نرسند دلخورده و دلسرد می شوند. کارآفرینی مانند کشاورزی است مراحل کاشت ، داشت و برداشت را دارد ابتدا باید چیزی را بکاریم از ان مراقبت کنیم و یک زمانی برداشت کنیم نهال کاری سیفی کاری نیست که سریع نتیجه دهد.


۷- مشاوران در این زمینه باید بر چه عناصری تاکید بیشتری داشته باشند؟
احساس می کنم وظیفه مشاوران این است برای عناصر محوری در سوالات قبل اشاره شده است مانند شبکه مالی و پولی تنظیم و اصلاح نوع نگرش به کسب و کار است که به نتیجه برسیم هر چه این مدل ذهنی کارآفرین اصلاح شود کسب و کار موفق می شود مدل ذهنی کارآفرین های ما اصلاح نشده است در واقع چیزی را تولید می کند گمان می کند برای آن مشتری دارد یعنی نگرانی تولید دارد و توجه به بازار ندارد و این تفکر باید توسط مشاوران اصلاح شود و مشاور باسد بُردار ذهنی کارآفرین را به طرف بازار ببرد و نقطه شروع را به کارآفرین نشان دهد.

دکتر محمد محمدیان
• دکتری تخصصی مدیریت بازاریابی
• عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی
• عضو هیات مدیره انجمن بازاریابی
• مولف و مترجم بیش از ۲۰ عنوان کتاب در حوزه بازاریابی

  • برندسازی و تولید

    برندسازی و تولید

    برداشت اول : برندسازی و تولید بیایید اینگونه آغاز کنیم ، تفکر یک جامعه آیا تاثیری بر روی ک…
  • مدیران ناخدای برند

    برند در آنچه عرف بازار و صنعت است برای شرکت های بزرگ مطرح و غالب شده است در حالیکه شرکت ها…
  • مفهوم برندسازی

    مفهوم سازی برند در مدیریت رسانه ای

    امروزه اقتصاد توجه از اهمیت بسیاری برخوردار است. گزینه‌های بسیاری برای انتخاب وجود دا…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code