خانه مقالات برندینگ مدیران ناخدای برند

مدیران ناخدای برند

12 ثانیه خوانده شده
دیدگاه‌ها برای مدیران ناخدای برند بسته هستند

برند در آنچه عرف بازار و صنعت است برای شرکت های بزرگ مطرح و غالب شده است در حالیکه شرکت های کوچک و متوسط بخش مهمی از اقتصاد کشور را تشکیل می دهند.امروزه تمامی عرصه ها از جمله علم، آموزش، کسب و کار و صنعت در معرض تحولات عمیق و پایدار قرار دارند. اما جدیدترین و چالش برانگیزترین پارادایم امروز در عرصه مدیریت سازمان ها حسن شهرت است.در این مقاله سعی خواهد شد به شناسایی و مفهوم پردازی فرایند برندسازی کارآفرینانه در کسب و کار کوچک و متوسط (SME) بپردازیم.

شرکت های کوچک و متوسط SME دارای ویژگی منحصر به فردی هستند که نمی توان بازاریابی ویژه شرکت های بزرگ را برایشان بکار برد. عملیات روزانه سازمان، نحوه سیستم مدیریت و فرهنگ آن باید حامی برندسازی باشدتا یک سازمان بتواند در فرایند برندسازی رشد چشم گیری داشته باشد.شرکت های کوچک و متوسط SME یا حتی شرکت های تازه تاسیس در ابتدا هیچ هویتی در ذهن مخاطبان ایجاد نکرده اندو شرکت شهرتی نمی تواند بدست آورد.همچنین برای ساختن برند هیچ ساختار درون سازمانی بوجود نیامده است، از لحاظ منابع مالی هم این شرکت ها منابع محدودی دارند و دانش دقیق برندسازی را ندارند، پس می توان گفت شرکت های کوچک و متوسط SME عمدتا فروش را بیشتر هدف قرارداده اند و نگاه ویژه ای به بازاریابی ندارند و با توجه به محدود بودن منابع عمدتا فروش محور هستند. نکته مهمی که در این شرکت ها به چشم می خورد در اکثر این شرکت ها مدیر شرکت، مالک شرکت نیزهست و دیدگاه فردی نسبت به مقوله برندسازی بر تصمیمات کلی شرکت در این حوزه اثرگذار است.

الیته که شرکت های کوچک و متوسط SME نسبت به شرکت های بزرگ مزیت هایی دارند از جمله سرعت و انعطاف بیشتر در عکس العمل نسبت به تغییرات بازار، داشتن دید باز نسبت به فرصت های بوجود آمده و استفاده از آنها. شرکت های کوچک و متوسط SME نباید در زمینه برندسازی خود را با بنگاه های بزرگ و بین المللی مقایسه کنند، آناه باید با پافشاری روی خلاقیت، نواوری و انجام فعالیت های برندسازی غیر مرسوم به توسعه برند خود بپردازند. در حقیقت آگاهانه به برندسازی نمی پردازند بنابراین شکلی طبیعی از برند در آن ها ایجاد می شود که در بر دارنده تداعیاتی از شخص کارآفرین و شرکت است.

برندسازی شرکتی فرایند برنامه ریزی و اجرایی است که به منظور ایجاد و حفظ و تداوم تصویر مطلوب یک شرکت و همچنین تداوم داشتن شهرت و اعتبار یک سازمان با ارسال علائم به تمام ذینفعان که به وسیله مدیریت رفتار، ارتباطات و نهادهای سازمانی صورت می پذیرد. برند شرکت مجموعه ای از تداعیات جهت ابراز ویژگی ها و شخصیت سازمان است به طوری که بتواند وعده ارزش و تمایز را به ذینفعان ارائه نماید و برندسازی برای شرکت های کوچک و متوسط SME می تواند یک مزیت رقابتی محسوب گردد.

در واقع می توانیم بگوییم برندسازی یکی از تکنیک های هسته ای در فرایند بازاریابی است که منجر به سازگاری ، ماندگاری کسب و کار با محیط خارجی که مشتریان بخش جدانشدنی از آن تلقی می شوند می گردد. یک کسب و کار بواسطه برندسازی قادراست دارایی های مبتی بر بازار خود را ایجاد و پرورش و نوسازی نماید. هنگامی که سازمان دارایی های قابل مشاهده توسط مشتریان خلق نماید می تواند دارایی برند خود را افزایش دهد و در عوض سود قابل ملاحظه ای برای کسب و کار خود به ارمغان آورد. از سوی دیگر برندسازی نه تنها برای کارافرین و کسب و کار بلکه برای مشتریان و ذینفعان نیز ارزش های متفاوت بسیاری به همراه خواهد داشت.

محصولات و خدماتی که ذیل یک برد متمایز به بازار عرضه می شوند با کارآمدی (بهره وری) بیشتری نیازهای مشتریان را پوشش  خواهند داد. بدین ترتیب مشتریان با وفاداری خود به برندهای قوی و شناخته شده از محصولات و خدماتی که رضایت آنها را تامین نمی کند پرهیز خواهند کرد. یک برند قوی فضای امن برای مشتریان می باشد و در واقع برندهای توانا می توانند به مشتریان در تجسم درک بهتری از محصول یا خدمت کمک نماید.

نقش مدیریت برند در کسب وکارهای کوچک و متوسط SME

برندها خصایص انسانی دارند و از شخصیت بهرمند هستند و می توانند رابطه ی با ذینفعان ایجاد نمایند. یکی از ویژگی های کسب و کارهای کوچک و متوسط SME اهمیت ویژه مدیرمالک در شکل گیری برند است. در بساری از کسب و کارهای کوچک و متوسط SME به نقش کارآفرین در برندسازی توجه نشده است. در این شرکتها مدیر، مالک کسب و کار تنها کسی است که عمده فعالیت های بازاریابی را پیاده سازی می نماید. ممکن است اندکی از فعالیت خود را معطوف به برندسازی نموده و یا در بسیاری از مواقع حتی درک درستی از مدیریت برند به عنوان یک عملکرد سازمانی ندارد. در حالیکه فرد کارآفرین می تواند نقش بسیار مهمی در برندسازی و اکتساب شناخت کافی در این حوزه ایفا کند و می تواند در کسب و کارهای کوچک و متوسط SME حتی هویت فرد کارآفرین بعنوان برندی برای شرکت تلقی گردد.

فرایند برندسازی در کسب و کارهای کوچک و متوسط SMEتحت تاثیر سه عامل عمده به شرح ذیل می باشد:

  1. تاثیرگذاری فرد کارآفرین شامل اشتیاق، تعصبات و منطق و تجسم شخصیت او از برند
  2. تاثیرگذاری بازار شامل شامل ماهیت محصول، رقابت و گرایشات باراریابی کسب و کار
  3. تاثیرگذاری ساختارهای شرکت شامل میزان درک و آگاهی از مدیریت و اهداف برند

در این فرایند برندسازی موفقیت به شدت تحت تاثیر میزان خلاقیت فرد کارآفرین در بازاریابی و میزان بودجه در دسترس می باشد. بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا مانند مایکروسافت، گپ، استارباکس، دل و … تماما در ابتدا کسب و کار کوچکی بودند که ازهمان ابتدا با رویکردی خلاقانه، برند خود را ساخته و پرورش داده اند. این شرکت های معروف نمونه بارزی از برندسازی کارآفرینانه می باشند.

اگر به فرایند برندسازی بعنوان مزیت رقابتی در کسب و کارهای کوچک و متوسط SME توجه شود می توان با درک منسجم از فرایند برندسازی یک برنامه دقیق جهت پیاده سازی و درگیر نمودن تمام بخش های کسب و کار در ساخت آن تدوین نمود. برای اجرای فرایند برندسازی باید به مراحل ذیل توجه و تاکید داشت:

  • در اولین مرحله از فرایند برندسازی مهمترین کار تمرکز برعناصر مکمل برند از جمله لوگو و نام تجاری است در این صورت می توان فعالیت های بازارایابی و آتی شرکت را حول یک برند / نام شرکتی، متمرکز نمود. با چنین رویکردی توجهات مصرف کنندگان به سوی نام شرکت سوق داده می شود و از تداخل و تعارض با سایر رقبا ممانعت به عمل می آید.
  • مرحله دوم تمرکز بر طراحی برنامه بازاریابی خلاقانه جهت شکل دادن تصویری منحصر به فرد از برند در ذهن مشتریان است. در واقع شرکت می تواند نام تجاری خود را در تمام فعالیت های ترفیعی از جمله بسته بندی و تبلیغات بکار گیردو با این عمل زمینه ساز طراحی برنامه های بازاریابی اتی شرکت جهت گسترش برند می گردد.
  • مرحله سوم ایجاد یک مجموعه یکپارچه از عناصر آمیخته برند که منجر به افزایش اگاهی مشتریان از برند و ایجاد تصویری مثبت از آن می گردد.
  • مرحله چهارم طراحی استراتژی های مناسب به منظور جذب مشتریان می باشد به همین منظور اغلب کسب و کارهای کوچک و متوسط SME باید فعالیت های خود را به ایجاد شبکه های ارتباطی و بازاریابی دهان به دهان نمایند تا بتوانند تصویری منحصر به فرد، قوی و خوشایند از برند خود در میان مشتریان به جا بگذارند.
  • مرحله آخر مدیر مالک SME‌ هم می تواند با برقراری ارتباط با سایر ذینفعان و حضور در موقعیت های مختلف بطور عمده زمینه کلی بازار را به برند خود معطوف نماید.

بنابراین در کسب و کارهای کوچک و متوسط SME کارآفرین با توجه به شرایط محیط کسب و کار خود اهتمام به پیاده سازی فرایند برندسازی می نماید تا بتواند برند مربوط را در ذهن مشترین تداعی نماید و ضمن تامین ارزش مورد انتظار مشتری، تقویت و توسعه جایگاه برند و ایجاد مزیت رقابتی ماندگار، پایایی و مانایی کسب و کار خود را در محیط هر چه بیشتر حفظ نماید.

نظرات بسته شده است.