خانه مقالات برندینگ انتخاب های دوباره گروه صنعتی انتخاب – ریبرندینگ اسنوا

انتخاب های دوباره گروه صنعتی انتخاب – ریبرندینگ اسنوا

1 دقیقه خوانده شده
۱۲

روز دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ به دعوت متولیان پروژه برند اسنوا، ۴ ماه پس از لانچ پروژه ریبرندینگ اسنوا در دفتر گروه انتخاب حاضر شدیم تا به بررسی و نقد آنچه انجام شده است بپردازیم. حاضران در این نشست آقایان گنجوی (مشاور ارشد پروژه) دکتر نمک دوست (مشاور ارتباطات)، دکتر عبداله گیویان (مشاورین ارتباطات برند) و آقای علی نانگر (مشاور هویت بصری) از طرف تیم مدیریت برند اسنوا و دوستان بزرگوار آقایان علیرضا جعفری –مجتبی حسن پور- مصطفی آنی –علی غفاری خسرو شاهی –حامد محمدی – مهدی ترکمان از گروه بیزنس کانکشن و از وب سایت برند ابات پژمان پاکدامن و سروش خداوردی بودند.

در ابتدای جلسه، آقای پاکدامن ضمن تشکر از پاسخگو بودن متولیان پروژه درخواست نمودند که به چهار موضوع اصلی در این جلسه پرداخته شود.

  1. معرفی ساختار و الگویی که اساسا مدیریت برند اسنوا بر آن حاکم بوده است.
  2. فعالیت های درون سازمانی انجام شده
  3. پاسخ دست اندرکاران پروژه به انتقادات وارد شده به شعار، تبلیغات و لوگوی طراحی شده
  4. پاسخ به سوالات افراد حاضر در جلسه

در ادامه صحبت ها ابتدا آقای گنجوی ضمن معرفی اعضا تیم ریبرندینگ اسنوا تاکید داشتند هدف از جلسه امروز نشان دادن این که ما چه کردیم و دیگران چه کردند، دفاع از کار خود و دیگران نیست هدف اصلی ایجاد همفکری خواهد بود.

 

بخش اول جلسه:  معرفی ساختار و الگویی که اساسا مدیریت برند اسنوا بر آن حاکم بوده است.

در مورد پرسش اول ایشان توضیح دادند که افرادی که محور فعالیت هایشان برند است، همیشه خطاب به کارفرمایان صنایع متذکر هستند که اگر مرزها باز شود و ارتباط ما با دیگر کشور ها  برقرار گردد چون برند نداریم صنعت نابود خواهد شد. بیان این دغدغه درست است  ولی آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده ایم که اگر در کشور باز شود  با ورود شرکت های مشاوربرند خارجی آن زمان جایگاه ما کجا خواهد بود؟ آژانس های تبلیغاتی ما به کجا خواهند رفت؟ این موضوعی است که خوب است ما نیز به آن بپردازیم. در ادامه صحبت ایشان اشاره داشتند، جهت مدیریت برند از دو مسیر می توان استفاده نمود.

  1. استفاده ازالگوهای متداولی که همه ما با آن آشنایی داریم، شامل انجام تحقیقات، بررسی وضع موجود، استخراج ایده مناسب برای برند، تعیین هویت برند و ….. که نمود آن در فعالیت های ارتباطی مختلف بایستی دیده شود.
  2. استفاده از راه حل های و شابلون های پیشنهادی شرکت های مشاور پیشرو برند دنیا مانند شرکت های زیر مجموعه WPP، Omnicom و … که با استفاده از این الگوها نقشه های استانداردی جهت تبیین وظایف کل سازمان در قبال برند را تعریف کرده و در متناسب با هر سازمان و کشوری این الگوها بومی سازی می گردند.

تفاوت عمده این دو مدل در نظام مند و ساختار مدار بودن فرآیند پیاده سازی مدل های نوع دوم است. از سوی دیگر الگوهای اول عمدتا در پروژه های Product Brand متمرکز هستند و رویکرد دوم که با شرایط گروه صنعتی انتخاب هماهنگ تر بود، برندینگ سازمان بود؛ چرا که برنامه گسترده و بلند مدتی را می طلبید که تنها به یک بخش محدود نبود و در واقع یکی از پروژه های استراتژیک سازمان باشد. در برند محصول و خدمات محور استراتژی برند بر فرآیندهای مرتبط با واحد بازاریابی سازمان ناظر بوده و عموما تاثیری که خدمات و محصولات ارائه شده در ذهن مشتریان می‌گذارند، تحت تاثیر و نظارت قرار می‌گیرد. اما در استراتژی برند سازمانی تمامی فرآیندهای سازمانی (و در همین راستا فرآیندهای بازاریابی) تحت تاثیر برند قرار می‌گیرند و عمق تاثیرگذاری آن شامل تمامی ذینفعان سازمان می شود.

در صنعت لوازم خانگی، اساسا مدل برند سازمانی جواب گو است. اما از یکسو دانش این نوع مدیریت برند در کشور بسیار کم بود و از سوی دیگر ساختار سازمانی گروه انتخاب در هنگام شروع پروژه متناسب با تحقق این نوع از مدیریت برند نبود. بر همین اساس در طول پروژه دو واحد سازمانی یا واحد تعالی سازمان و واحد خلق ارزش ایجاد و دانش نحوه اجرای پروژه با آن وارد شد.

در ادامه صحبت ها ایشان با یادآوری صحبت اولیه خود مبنی بر میزان آمادگی ما مشاورین برای مقابله با رقبای خارجیمان اشاره داشتند که گروه انتخاب با سرمایه گذاری انجام داده خود تلاش نمود یکی از مدل های راه حل محور که مربوط به شرکت WPP بود را در ایران وارد و استفاده کند. در ادامه صحبت، ایشان توضیحات کاملی در مورد الگوی استفاده شده، فرآیند کمی سازی موفقیت در این مدل، الگوی مترویی مورد استفاده جهت انتخاب هویت برند و ساماندهی های انجام شده جهت پیاده سازی مدل ارایه دادند که بسیار جالب توجه بود. یکی از مباحثی که در خلال این مبحث به آن اشاره شد، میزان انطباق این راه حل ها و مدل ها با فرهنگ و سازمان های ایرانی بود و آیا اساسا بومی سازی این مدل ها نمی بایست بیش از پیش در آن ها لحاظ گردد که در پاسخ به این سوال آقای گیویان چنین مطرح نمودند:

"یکی از مفاهیم غلط جا افتاده در فرهنگ ایرانی آن است که ما اساسا بومی سازی را ابزاری برای زیر سوال بردن تمامی شالوده های تحقیق شده بخصوص در حوزه علوم انسانی، رفتاری و اجتماعی در دنیا می دانیم و همواره با ذکر این نکته که مردم ایران فرهنگ خاصی دارند، خود را از دسترسی به هزاران ایده و تحقیق انجام شده محروم می کنیم. مدل های  برند شرکت های زیر مجموعه WPP و  Omnicom ماحصل مطالعه در بیش از ۸۰ کشور دنیاست. قطعا این مدل ها نیاز به همزبان سازی و همگام سازی با ادبیات و فرهنگ ایرانی دارند اما زیر سوال بردن آنها کاری غلط است. در پروژه اسنوا ما تلاش بسیاری جهت همزبان سازی مفاهیم با فرهنگ ایرانی نموده ایم. بومی سازی یعنی فهم وضع موجود با استفاده از مدل های جهانی و تطابق دهی و همراه سازی آن با  مشتری و ارزش های مرتبط با آن  "

در ادامه صحبت ها آقای گنجوی تاکید بر۲۲ چالش و مشکلی داشتند که در فرآیند پیاده سازی و بومی سازی این مدل با آن روبرو شده اند.  ایشان به یکی از مشکلات این پیاده سازی این گونه اشاره داشتند که

"در پیاده سازی مدل برند سازمانی باید هویت و ارزش هایی تعیین شود که همه اعضا آن را پذیرفته و همانگونه که به طور مثال شعار برند در بیرون سازمان کارا باشد در درون نیز ایجاد مزیت کند. از سوی دیگر این شعار بایستی ایجاد گفتمان و Communication حول موضوع برند میان ذینفعان کند نه صرفا جنبه تبلیغاتی داشته باشد. در این راستا ما نتوانستیم، آژانس تبلیغاتی پیدا کنیم که یاری بخش ما باشد. از همین روی با کوشش بسیار تیم ارتباطات سازمانی با محوریت اساتید بزرگوار دکتر شکر خواه، گیویان و نمک دوست را ایجاد و از تخصص آن ها در این موضوع بهره می بریم. همین موضوع به ظاهر ساده فرآیند پیچیده ۹ ماهه ای بود که ما طی نمودیم"

 

بخش دوم جلسه: فعالیت های درون سازمانی انجام شده

در پاسخ به طرح موضوع دوم جلسه، یعنی فعالیت های درون سازمانی انجام شده موارد زیر مطرح شد:

  1. پروژه برند سازمانی اسنوا دارای ۶۱ شاخص و KPI است که بر مبنای آن عملکرد واحدها در قبال کار سنجیده می شود.
  2. نکته قابل تامل آن است که تنها ۳ شاخص از این ۶۱ KPI به موضوع ارتباطات سازمانی، هویت بصری و تبلیغات مربوط می گردد.
  3. در تبیین این ۶۱ شاخص واحدهای استراتژیک و منابع انسانی سازمان نقش کلیدی را بازی نمودند.
  4. تصاویر و فیلم های گوناگونی از فعالیت های ارتباطی انجام شده در درون سازمان نشان داده شده که گویای تلاش های سنگین انجام شده در این راه بود.
  5. آقای گنجوی ابراز امیدواری نمودند در صورتی که تقاضا میان متقاضیان و مشاوران حوزه برند وجود داشته باشد، در جلسه ای جداگانه با حضور آقایان کاچار (مدیر پروژه برند اسنوا) دهدشتی (مدیر روابط عمومی، عنوانی (مدیر COE) و مدیران واحد استراتژیک و منابع انسانی سازمان به بررسی مشکلات و چالش های پیاده سازی برند درون سازمانی بپردازند.
  6. از دید مدیران پروژه برند اسنوا، پیاده سازی اینترنال برندینگ به مراتب سخت تر از پیاده سازی برند در برون سازمان می باشد.
  7. آقای گنجوی معتقد بودند که انتقادات بسیار بیشتری نسبت به پیاده سازی برند اسنوا در برون سازمان متوجه فعالیت های انجام شده در درون است. ایشان موضوع اینترنال برندینگ را سخت ترین و شیرین ترین فاز پروژه ریبرندینگ اسنوا دانستند.

در مورد بحث ریبرندینگ داخلی بدلیل کمبود وقت، ادامه صحبت ها موکول به زمان دیگری گردید که حتما در فرصت مناسب در این باره نشستی خواهیم داشت.

 

بخش سوم جلسه: پاسخ دست اندرکاران پروژه به انتقادات وارد شده به شعار، تبلیغات و لوگوی طراحی شده

در بخش سوم جلسه،

  1. ابتدا اشاره یه شعار انتخاب شده به برند شد. و این که آیا این شعار که مورد استفاده شرکت های دیگر نیز بوده گزینه مناسبی بود؟ دکتر گیویان ایتدا توضیح دادند که در مساله در این پروژه تنها طراحی یک شعار به تنهایی نبود بلکه به معنی فهم واقعیت اجتماعات مختلفی بود که ممکن است مخاطبان بالقوه فعالیتهای ارتباطی باشند. بخش از این فهم با استفاده از مدل های جهانی ارایه شده حاصل آمد، بخشی برخواسته از تحقیقات کمی و کیفی انجام شده در برون و درون سازمان و بخش نیز برخواسته از تجربه ما از جامعه ایرانی.

در ادامه صحبت ها دکتر نمک دوست، به این نکته اشاره داشتند که اصلا عجیب نیست که در یک فرآیند ارتباطی، دست بر روی تکه کلام های فرهنگی کشور بگذاریم. اساسا در صفحات اجتماعی پر بازدید در فیس بوک نگاهی بیاندازیم. اتفاقا بخش عمده ای از آنها نامشان تکه کلام های فرهنگی است. زیرا این تکه کلام ها یا ضرب المثل ها ایجاد ارتباط و Communication دو سویه می کند. اصطلاح "روی ما حساب کنید" یا “Count on us” از دید ما این قابلیت را داشت و دارد که زمینه ساز ارتقاء برند اسنوا شود زمانی که ارزش های ارایه شده در جدو زیر را به عنوان دلایل باور خود ارایه دهد.

 

 

بسیار بدیهی است که تکه کلام های فرهنگی مورد استفاده شرکت های دیگر نیز قرار گرفته باشند. مهم آن است که چه کسی آن شعار را متعلق به خود بکند. به نحویکه آن تکه کلام فرهنگی همراه شود با یاد آوری نام آن شرکت. ایشان در ادمه نکته جالبی را اشاره نمودند. گفتند آیا تا به حال جمله "Life Is Good" را در اینترنت جستجو نموده اید؟ هنگامی که این عبارت را بررسی می کنید متوجه می شوید هزاران شرکت از این شعار بهره برده اند. تی این شعار نام یک شرکت در انگلیس نیز می باشد. مهم آن است که اکنون این عبارت با نام چه کسی پیوند خورده است.

ما امیدواریم برندی را ایجاد کنیم که

  • مشتریانمان در دورانی که نمی توانند روی کالای ایرانی حساب کنند روی ما حساب کنند.
  • جامعه ای را ایجاد کنیم که بیش از آن که روی دیگران حساب کند روی خودش حساب کند.
  • فرهنگ سازمانی را خلق کنیم که محور آن کار تیمی و روی هم حساب کردن باشد.

در ادامه صحبت ها، ابتدا آقای گنجوی دهها نمونه شعار طراحی شده توسط آژانس های تبلیغاتی مختلف کشور را نشان داد که هز یک بدلیل عدم ایجاد ارتباط چند سویه میان ذینفعان مختلف رد شده بود. برخی از این شعار ها عبارت بودند از:   همساز زندگی – همدم زندگی – برای امروز و فردا – تکامل هوشمند

  1. در ادامه صحبت ها ، موضوع لوگوی اسنوا و انتقادات وارده به آن مورد بررسی قرار گرفت. در این میان ابتدا آقای نانگر به عنوان طراح هویت بصری به معرفی خود و تجربیاتشان در بانک ملت، بیمه ما، بانک قرض الحسنه مهر ایران، بانک مسکن، پمینا و … پرداختند. سپس اشاره داشتند که فرق طراحی هویت بصری با طراحی لوگو در این است که در هویت بصری، شما در نهایت با استفاده از المانهای هویتی یک تجربه خلق می کنید و آن را مدیریت می نمایید. اما در طراحی لوگو در نهایت یک نشانه خلق می نمایید. در بریف ارایه شده، از ما خواسته شد که هویتی را خلق کنیم که نماد حرکت و تعادل باشد. بر همین اساس ابتدا بررسی های گوناگونی در زمینه مفهموم توامان تعادل و حرکت انجام شد.

 

 

نکته مهم در مفهوم «تعادل» وجود حداقل دو عنصر است که با هم به تعادل می رسند. این دو عنصر که در نماد شرقی یین و یانگ به صورت دو فرم سیاه و سفید نمود یافته، می تواند نمایانگر آسمان و زمین (السَّماوات و الارض)، خشکی و دریا، آتش و آب، روح و جسم، عقل و احساس، روشنایی و تاریکی، گرما و سرما و … و از اینجا داستان طراحی نشان به سمت وجود دو عنصر هدایت شد.

علاوه بر ضرورت انتقال مفهوم حرکت در تعادل یکی از مهمترین دقدقه های تیم برندینگ ایجاد حس ایرانی در هویت جدید بوده است. به این جهت با تمرکز بر هنرهای سنتی ایرانی و مطالعه روش های ایجاد تعادل بصری در آن به موارد زیر برخوردیم؛

 

 

 

در تصاویر فوق که نمونه هایی از هنر ناب ایرانی است، تعادل بین فرم های مثبت و منفی کاملاً مشهود است. از طرف دیگر، یکی از موتیف های هنر تذهیب و نقوش سنتی ایرانی نقش اسلیمی و گردش اسپیرال ختایی ها است که از کاشیکاری مساجد تا کتاب آرایی و تزئین اشیای روزمره کاربرد داشته است.

 

 

در طراحی نشان اسنوا از گردش فرم های اسلیمی حول یکدیگر شروع شده و پس از ساده سازی و حذف زوائد به فرم ساده پیچش دو برگ اسلیمی و تعادل بین آنها رسیدیم، که این نشان قابلیت آن را داشت که در فرم های گوناگون نمادی از حرکت و تعادل باشد.

 

 

نمادهایی که هریک ردپایی در هنر ایرانی داشتند:

 

 

 

 

 

 

 

 

پس از اجرای این فاز، اقدام به شناسایی دو گانه رنگی شد که بتواند ۴ویژگی اصلی داشته باشد:

  • در بازار رقابتی ایران متمایز باشد.
  • نمایانگر تعادل و حرکت باشد.
  • حس جوانی و سرزندگی را القا کند.
  • بتواند در کنار سایر المانهای هویتی کشتده مخاطب به داخل فروشگاه باشد.

بر این اساس رنگ بندی های مختلفی مورد آزمون قرار گرفت که از میان آنها ترکیب سبز و آبی با نظر سنجی از حدود ۶۵ نفر نهایی گردید.

 

 

 

 

پس از طراحی این سمبل، اقدام به بارنگری و اصلاح لوگو تایپ سازمان گردید:

 

 

 

 

 

پس از این موارد، ۴ المان هویتی دیگر نیز طراحی شد، که در کنار ۳ المان هویتی فوق، روایت گر هویت بصری اسنوا باشند.

 

 

 

 

مجموعه این المانها، هویت بصری اسنوا را در نقاط ارتباطی گوناگونش رقم زدند:

 

 

ایشان در ادامه صحبتها، با اشاره به انتقاداتی که نسبت به لوگو و شباهت های آن به دیگر لوگو ها ارایه شده، اشاره کردند که بدیهی است، سمبل یین و یانگ در لوگوهای دیگر نیز استفاده شده باشد، کما اینکه در مینیاتور ایرانی وجود دارد. اما فرم های استفاده شده در این کار کاملا بومی و ایرانی است. از سوی دیگر نقد یک هویت بصری صرفا از روی لوگو یک خطا است. زیرا در این صورت بایستی گفت تمامی لوگوهایی که در ادامه ارایه شده کپی است!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هویت بصری ، ابزاری است که روایت گر تجربه حاصل از برند باید باشد و تحلیل تک به تک المانها خطایی استراتژیک است.

 

  • بخش نهایی جلسه: پاسخ به سوالات افراد حاضر در جلسه

پس از ارایه توضیحات سه بخش قبل، افراد حاضر در جلسه ضمن اعلام زضایت از جلسه برگزار شده، سوالاتی مطرح و پاسخ آن را دریافت نمودند مانند:

  • چرا با آژانس های تبلیغاتی همکاری نکردید به سراغ اساتید ارتباطات رفتید؟
  • چرا در تبلیغات خود، تبلیغات را اجتماعی دیدید و هیاهو و انتظاری کار نکردید.
  • نقش واحد استراتژی در این پروژه چه بود؟
  • صنعت لوازم خانگی در ایران چه مزیتی دارد که بخواهیم برای آن برند خلق کنیم؟
  • به لحاظ اهمیت سوء استفاده رقبا گاهی لازم است تهدید شناسی انجام داد و از تهدید جلوگیری کرد.
  • در نهایت زمان سنجش موفقیت و یا عدم موفقیت کار شما اکنون نیست سه سال دیگر است.

سوال اخری که مطرح گردید آن بود که  با توجه به اتقاقات اخیر اگر به زمان عقب تر بر گردیم آیا لوگو و شعار را باز هم اینطور طراحی می کردید که جواب کل تیم  بلی بود با قاطعیت.

 

 

با توجه به ماموریت وب سایت برند ابات، برای تیم ریبرندینگ پروژه اسنوا آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم برندهای ایرانی جایگاه مناسبی در ایران کسب کنند .

 

 

 

۱۲ دیدگاه ها

  1. محمد زرین

    خرداد ۶, ۱۳۹۴ در ۸:۱۷ ب.ظ

    دستتون درد نکنه ، عالی بود … ای کاش من هم می بودم و کلی چیزهای بیشتری یاد می گرفتم

    پاسخ دادن

    • brandabout

      خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ در ۳:۵۶ ب.ظ

      سلام جناب زرین
      قطعا در نشست آینده اسنوا از وجود شما بهرمند خواهیم شد .

      پاسخ دادن

  2. آناهیتا جلوه

    خرداد ۷, ۱۳۹۴ در ۵:۲۰ ق.ظ

    بصورت کاملا غیر حرفه ای اولین تجربه ی نزدیک من با انتخاب و اسنوا بر میگردد به دوستانه های من با عادل دهدشتی !
    شناخت من از اسنوا با شناخت من از آقای دهدشتی و ریز بینی ها و دقتش در مسایل و بعد از آن شور و اشتیاقش در پروژه ی عظیم نوسازی برند اسنوا بوده است… فارغ از تمام شنیده ها من این برند را بخاطر احساساتی که دست اندر کارانش در دوباره زنده کردنش خرج کردند دوست دارم…
    بعد تر باز هم بصورت غیر حرفه ای بیلبرد های سبز و آبی اسنوا در شهر من شیراز رونمایی شد و من بصورت شیطنت آمیزی از لذت اینکه میدانم ای s تر و تمیز روی این بیلبرد های سفید مربوط به کجاست از شندین و دیدن اظهار نظر های دوستان لبریز میشدم.
    اگر بخواهم ادعایی حرفه ای در این زمینه داشته باشم، شاید به این فکر کنم کاری که انجام شده بزرگ است! بزرگ در سطح کشور که دیده شده و خاص تر ها و عام تر ها درگیرش شدند… نمیدانم میشود روی اسنوا چقدر حساب کرد روی محصولاتش و روی خدماتش …
    اما میدانم این قلقلکی، که ریشه اش هر جایی باشد چه در سهل انگاری داخل سازمان چه عدم تحمل رقبا، بحث هایی را باز کرده و نشست هایی را منجر شده که ندیده و یا کمتر دیده و شنیده بودیم …
    شاید اسنوا بهترین کار را نکرده باشد اما میتوان نامش را در لیست اولین ها نوشت…

    پاسخ دادن

    • brandabout

      خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ در ۳:۵۵ ب.ظ

      سرکار خانم جلوه
      با سلام
      ممنون از نظر شما امیدواریم در جلسه آینده اسنوا از وجود شما بهره مند شویم .

      پاسخ دادن

  3. محمد صادقیه

    تیر ۱۱, ۱۳۹۴ در ۱۲:۲۰ ق.ظ

    با سلام به مسئولین سایت و دوستان حاضر در جلسه ( ! )
    انصافا انتشار آنچه از این جلسه آمد ، فارق از این که می تواند در مواردی بسیاری پاسخگوی سوالات برخی دوستان باشد ، می تواند در حکم یک کارگاه آموزشی هم برای مشتاقان این رشته محسوب شود ، چرا که نمود علم در کنار عمل را میتوان در تیم مشاورین پروژه ریبرندینگ شرکت اسنوا دید .
    با آرزوی موفقیت ، سلامت و سربلندی

    پاسخ دادن

  4. نادر شایق

    مرداد ۲۲, ۱۳۹۴ در ۶:۴۲ ب.ظ

    به عنوان یک طراح صنعتی، خیلی مشتاقم که در مرحله بعدی روند پیاده سازی برند بر روی محصولات رو شاهد باشم که یکی از سخت ترین قسمت های کار به نظر من تدوین design language بر اساس هویت تعریف شده و پایبندی به اون در سبد محصولات است. و حتی اگر بتونم کمکی درخصوص نیل به این هدف کرده باشم.
    در عین حال واقعا باور دارم که جای خالی پروژه هایی از این دست در صنعت کشور به شدت احساس میشه.

    پاسخ دادن

    • نادر شایق

      مرداد ۲۲, ۱۳۹۴ در ۷:۲۵ ب.ظ

      *حتی اگر بتونم کمکی در خصوص نیل به به این هدف کرده باشم خوشحال خواهم شد.

      پاسخ دادن

  5. یک طراح

    فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ در ۶:۵۴ ب.ظ

    باسلام

    لوگوی زیبا و ریبرندینگ اقدام خوبی بود و شکی در این نیست، لیکن من برای این متاسفم که هنوز که هنوزه مدیران بازاریابی و مدیران عامل و اجرایی شرکت‌ها که اکثراً طراح و گرافیست نیستند، بعد از این که کار را به گرافیست میسپارند باز هم روی آن نظر “کارشناسی هنری” میدهند!!! که بعد طراح باید اثبات کند که این طرح به چه چیزهایی میماند و یه چه چیزهایی “میتواند” شبیه باشد. مثل این است که استاد فرشید مثقالی بگوید که چرا تایپوگرافی فیلم معروف “گاو” را چرا آنگونه زده یا مرحوم ممیز بگوید “گوزنها” را چرا آنگونه طراحی نموده…
    این دردیست که هر “ایده پرداز” لوگوی خبره ای میکشد…

    وقتتان بخیر

    پاسخ دادن

  6. نیوشا

    اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۵ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    بسیار متشکرم از بابت اطلاعات مفید تان که این جلسه در اختار عموم قرار دادید

    پاسخ دادن

  7. نیلوفر

    اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۵ در ۱:۱۰ ب.ظ

    اطلاعات برندینگتان مثل همیشه مفید و کامل بود بسیار سپاسگذارم.

    پاسخ دادن

  8. ماکازات

    مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ در ۱۲:۴۴ ب.ظ

    با سلام
    لوگوی قشنگ و شیکی از آب در آورده‌اید که البته المانهای هنری ایرانی و البته پویایی و طراوت را دارد و واقعا انگیزاننده است.
    اما یه سؤال که البته ضرورتی ندارد که به آن پاسخ داده شود؛ آیا واقعا قبل از طرح تحقیق شده و پله پله به این ایده رسیده‌اید و یا که اول به ایده رسیده‌اید و سپس برایش توجیه و دلیل خلق نموده‌اید؟… (نظر بنده صرفاً در مورد لوگو است و به سایر جنبه‌های بصری ریبرندینگ مربوط نیست)
    چون متاسفانه شرایط طوری است که وقتی یک فرد خلاق طرحی را کاملاً متناسب رقم میزند، باز هم باید دنبال انبوهی از دلیل بگردد تا طرح را برای کسانی که از خلاقیت هنری بهره‌ی کافی نبرده اند (ممکن است تخصصهای دیگری داشته باشند) توجیه کند…

    وقت بخیر

    پاسخ دادن

  9. مائده

    مهر ۱, ۱۳۹۵ در ۸:۳۷ ب.ظ

    سلام. به عنوان کسی که تازه فارغ التحصیل شدم و موضوع پایان نامه ام ریبرندینگ بود بسیار نمونه کاربردی بود.

    پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code