خانه مقالات برندینگ ترامپ و کسب و کار حکومت داری

ترامپ و کسب و کار حکومت داری

0 ثانیه خوانده شده
۰
0
2
ترامپ

بیش از سه هفته از انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده می­گذرد و در این مدت به زعم انتخاب تا حدی دور از ذهن وی، حرف و حدیث­ها، تحلیل­ها و تفسیرهای فراوانی صورت گرفته است. طبیعتاً سیاستمداران و اقتصاددانان انتخاب رئیس جمهور آمریکا را موضوع روز و مربوط به خود می­دانند و اصولاً یادداشت­ها و سخنرانی­ ها از یک پایگاه سیاسی یا اقتصادی منتشر می­شود.

اما این انتخاب ویژه، از دو منظر در کارگاه مارکتینگ قابل بررسی است. این تحلیل اول از منظر انتخابات به مثابه فروش و جایی که قرار است شما شخصی را با توجه به کیفیت و کارایی او، هزینه ­هایی که انتخاب او برای مردم دارد، گسترش رای دهندگان و جنس و شیوۀ تبلیغات مورد بررسی قرار دهید، قابل توجه است.

اما نکتۀ دیگر که در انتخابات اخیر قابل بررسی است و ما در نظر داریم به آن بپردازیم، شخص دونالد ترامپ به عنوان یک چهرۀ اقتصادی و یک فعال کسب و کار است. روش شناخت او در این حوزه بررسی سابقۀ وی در کسب و کار و آثاری است که از وی برجای مانده است. در روزهایی که سیاستمداران بدنبال راه­هایی برای توجیه انتخاب وی هستند و او را فاقد هرگونه مزیت برای ریاست جمهوری می­دانند، اعتقاد بر این است که وی توانسته است با تبلیغات شرایط را به نفع خود تغییر دهد.

تبلیغاتی که نه صرفاً بدلیل گستره و حجم پخش، بلکه بدلیل استراتژی مناسب و هدف­گیری درست، موفق بوده است. اساساً بسیاری از روسای جمهوری در آمریکا در رشته­های اقتصادی تحصیل کرده­اند. افرادی نظیر بوش (پسر)، ریگان و کندی، همگی تحصیلاتی مرتبط با اقتصاد داشته­اند و اغلب پس از اتمام دورۀ ریاست جمهوری خود به کسب و کارهای شخصی مشغول شده­اند (البته غیر از کندی که به انتهای ریاست جمهوری خود نرسید). بنابراین از این نظر انتخاب ترامپ موضوع جندان عجیبی نیست.

بررسی سوابق تجاری ترامپ نشان می­دهد وی یک تاجر کلاسیک، متخصص و کاربلد نیست. ترامپ در تجارت خود نیز شلوغ می­کند و موفقیت­های معمول خود را مدیون همین مغلطه­کاری است. او میلیاردی است که بیش از قدرت، صدای بلندی دارد. او وقتی از لحاظ قانونی توان بیرون کردن مستاجران خود را ندارد، با استخدام کارتن­خوابها، زندگی مستاجران خود را سخت می­کند تا خود تصمیم به رفتن بگیرند. او در مصاحبه ­های انتخاباتی می­گوید ده­ها میلیارد پول دارد در حالی که اوراق مالیاتی وی حدود سه میلیارد سرمایه را نشان می­دهد. او تا امروز و با افتخار قانون­ها را دور زده است، زور گفته است و شوی گردن کلفتی برگزار کرده است. او تبلیغ کرده است و این تبلیغ، برند وی را ساختارشکن و قانون­گریز معرفی می­کند. و عجیب­تر از همه اینکه چگونه ممکن است یک قانون­گریز که حتی در ظاهر ابایی از انتخاب چنین گفتمانی ندارد، می­تواند منادی قانون در جامعه و بزرگتر از آن در دنیا باشد؟!!

با رجوع به کتب وی در سال­های گذشته متوجه می­شوید که دونالد ترامپ بیش از اینکه یک متخصص در حوزۀ مارکتینگ و فروش یا حتی اقتصاد باشد، یک مشاور انگیزشی است که سعی دارد با استفاده از مدل­های مرسوم ساختارشکن و بگونه­ای هوچی­گرایانه خوانندگان خود را سر ذوق آورد.

هر چند ترامپ خود این کتاب­ها را ننوشته است و اصطلاحاً از نویسندگان در سایه استفاده کرده است اما نظرات وی بخوبی در این کتابها مستتر است. روح سیال میل به پیروزی در کتاب­های ترامپ کاملاً مشهود است تا جایی که از روش­هایی استفاده می­کند تا در فروش کتاب­هایش هم پیروز مطلق باشد و از همین روی در یکی از این کتاب­ها، همراه با “کیوساکی” که سابقۀ فروش مطلوب از کتابهایش را دارد، می­شود. بنابراین می­توان گفت کتاب­های دونالد ترامپ همچون دیگر کتاب­های انگیزشی دستورالعمل خاص و تکنیکال با تکیه بر اصول علمی و تحقیقاتی پیشنهاد نمی­دهد. در مقدمۀ کتاب چگونه مثل یک بیلیونر فکر کنید؟ آمده است: “بیلیونرها به فرصت‌ها یا موانع اهمیت نمی‌دهند. ما به معقول بودن، به این‌که مردم چه فکر می‌کنند، چه چیزی متعارف است و یا چه چیزی انتظار می‌رود، فکر نمی‌کنیم. ما پیرو شهود و بینش خود هستیم و اهمیتی نمی‌دهیم که دیگران آن را ابلهانه یا احمقانه تصور کنند.”این جملات شاید برای یک جوان جویای شهرت و پرانرژی بسیار جذاب، انگیزشی و ساختارشکن باشد اما به نظر می­رسد برای یک رئیس­جمهور که نیازمند توجه و تعامل با تمام اعتقادات و نظرهاست و عملاً مجری قوانین مصوب با در نظرگرفتن تمامی جزئیات است، چندان خوشایند نباشد.

Donald Trump

ترامپ در دنیای سیاست اتفاق عجیبی است و از آنجا عجیب­تر می­شود که به نظر می­رسد خرد جمعی باید تصمیمات سالم­تری بگیرد. او نه سیاستمدار است و نه حتی یک تاجر. به نظر می­رسد او از یک گپ تاریخی (خلاء آرمان­های صحیح در جامعه) در فضای آمریکا استفاده می­کند و با تنها تخصصش (یعنی استفاده مناسب از رسانه ­ها) به موقعیتی منحصربفرد دست یافته است.

شاید برای خوانندگان ترامپ هنوز هیجان ­انگیز باشد و حتماً برای کسانی که بدنبال موفقیت­­های شخصی هستند الگوی جذابی به حساب آید اما قطعاً دونالد ترامپ شبیه یک شکست برای دموکراسی است که به عنوان یک نمونۀ مطالعاتی می­تواند نمایانگر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم آمریکا باشد. دور از ذهن نیست که ترامپ شب پس از پیروزی با خود اندیشیده باشد که “حالا باید چه کنم؟!!” چون تجربه زندگی او نشان می­دهد تنها موفقیت در انتخابات در برنامۀ ذهنی او گنجانده شده است و پس از آن انگیزۀ چندانی باقی نمی­ماند!!!

منبع: فرصت امروز 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده رضا مافی
بارگذاری بیشتر در مقالات برندینگ

پاسخ دهید

بررسی کنید

مدل های سلسله مراتبی برای ارزیابی تبلیغات

حتماً مهم ترین جنبه از برنامۀ توسعۀ موثر ارتباطی (مانند تلاش های برنامه ریزی شدۀ تبلیغاتی)…